فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 483
سحرگه ره روي در سرزميني ، همي گفت اين معما با قريني که اي صوفي شراب آن گه شود صاف ، که در شيشه برآرد اربعيني خدا زان خرقه بيزار است صد بار ، که صد بت باشدش در آستيني مروت گر چه نامي بي نشان است ، نيازي عرضه کن بر نازنيني ثوابت باشد اي داراي خرمن ، اگر رحمي کني بر خوشه چيني نمي بينم نشاط عيش در کس ، نه درمان دلي نه درد ديني درون ها تيره شد باشد که از غيب ، چراغي برکند خلوت نشيني گر انگشت سليماني نباشد ، چه خاصيت دهد نقش نگيني اگر چه رسم خوبان تندخوييست ، چه باشد گر بسازد با غميني ره ميخانه بنما تا بپرسم ، مال خويش را از پيش بيني
نه حافظ را حضور درس خلوت
،
نه دانشمند را علم اليقيني
تعبیر:
اگر می خواهی به آرزو و مراد خود برسی باید صبر کنی و با مشکلات بسازی. به بازبینی اعمال و رفتار خود بپرداز تا نقاط ضعفت را بشناسی. مغرور و متکبر نباش و خود را انسانی کامل ندان. از کمک و مشورت انسان های خیرخواه بهره گیری کن تا به مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 151
دمي با غم به سر بردن جهان يک سر نمي ارزد ، به مي بفروش دلق ما کز اين بهتر نمي ارزد به کوي مي فروشانش به جامي بر نمي گيرند ، زهي سجاده تقوا که يک ساغر نمي ارزد رقيبم سرزنش ها کرد کز اين به آب رخ برتاب ، چه افتاد اين سر ما را که خاک در نمي ارزد شکوه تاج سلطاني که بيم جان در او درج است ، کلاهي دلکش است اما به ترک سر نمي ارزد چه آسان مي نمود اول غم دريا به بوي سود ، غلط کردم که اين طوفان به صد گوهر نمي ارزد تو را آن به که روي خود ز مشتاقان بپوشاني ، که شادي جهان گيري غم لشکر نمي ارزد
چو حافظ در قناعت کوش و از دنيي دون بگذر
،
که يک جو منت دونان دو صد من زر نمي ارزد
تعبیر:
غم و اندوه بیهوده برای کاری که فایده ای برایت ندارد، کاری ابلهانه است. به دشمنان خود اعتنایی نکن. هر کار بزرگ و خطیر، مشکل و دشوار است. نخست جوانب کار را بسنج و سپس شروع به کار کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 275
صوفي گلي بچين و مرقع به خار بخش ، وين زهد خشک را به مي خوشگوار بخش طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه ، تسبيح و طيلسان به مي و ميگسار بخش زهد گران که شاهد و ساقي نمي خرند ، در حلقه چمن به نسيم بهار بخش راهم شراب لعل زد اي مير عاشقان ، خون مرا به چاه زنخدان يار بخش يا رب به وقت گل گنه بنده عفو کن ، وين ماجرا به سرو لب جويبار بخش اي آن که ره به مشرب مقصود برده اي ، زين بحر قطره اي به من خاکسار بخش شکرانه را که چشم تو روي بتان نديد ، ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش
ساقي چو شاه نوش کند باده صبوح
،
گو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش
تعبیر:
تزویر و ریا را از خود دور کن. با همه ی مردم صادقانه رفتار کن. غرور و تکبر را رها کن و اشتباهات خود را بپذیر و در رفع آنها بکوش. به زودی به مقصود خود می رسی.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 411
تاب بنفشه مي دهد طره مشک ساي تو ، پرده غنچه مي درد خنده دلگشاي تو اي گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز ، کز سر صدق مي کند شب همه شب دعاي تو من که ملول گشتمي از نفس فرشتگان ، قال و مقال عالمي مي کشم از براي تو دولت عشق بين که چون از سر فقر و افتخار ، گوشه تاج سلطنت مي شکند گداي تو خرقه زهد و جام مي گر چه نه درخور همند ، اين همه نقش مي زنم از جهت رضاي تو شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر ، کاين سر پرهوس شود خاک در سراي تو شاهنشين چشم من تکيه گه خيال توست ، جاي دعاست شاه من بي تو مباد جاي تو
خوش چمنيست عارضت خاصه که در بهار حسن
،
حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسراي تو
تعبیر:
به زودی شاهد بخت و مقصود را در آغوش می کشی و مزد رنج و زحمات خود را خواهی گرفت. با مهر و محبت می توانی زندگی راحت و آسوده ای داشته باشی. هیچ چیز بهتر از صداقت و یکرنگی نیست.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 181
بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند ، که به بالاي چمان از بن و بيخم برکند حاجت مطرب و مي نيست تو برقع بگشا ، که به رقص آوردم آتش رويت چو سپند هيچ رويي نشود آينه حجله بخت ، مگر آن روي که مالند در آن سم سمند گفتم اسرار غمت هر چه بود گو مي باش ، صبر از اين بيش ندارم چه کنم تا کي و چند مکش آن آهوي مشکين مرا اي صياد ، شرم از آن چشم سيه دار و مبندش به کمند من خاکي که از اين در نتوانم برخاست ، از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
باز مستان دل از آن گيسوي مشکين حافظ
،
زان که ديوانه همان به که بود اندر بند
تعبیر:
با تمام وجود به هدف خود پایبند باش و آن را رها نکن. به کمک خداوند امید داشته باش تا مأیوس و نا امید نشوی. صبر و تحمل داشته باش و استقامت کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 13
مي دمد صبح و کله بست سحاب ، الصـبوح الصبـوح يــا اصحــاب مــي چـکد ژاله بر رخ لاله ، المــدام المــدام يا احـباب مي وزد از چمن نسيم بهشت ، هان بنوشيد دم به دم مي ناب تخت زمرد زده است گل به چمن ، راح چون لـعل آتشين درياب در مــيخـانه بسته اند دگر ، افـتـتـح يـا مفــتح الابواب لب و دندانت را حقوق نمک ، هست بر جان و سينه هاي کباب اين چنين موسمي عجب باشد ، که ببندند ميکده به شتاب
بر رخ ساقي پري پيکر
،
همچو حافظ بنوش باده ناب
تعبیر:
در کارت عجله نداشته باش و اصرار نکن. اگر می خواهی به مقصود برسی باید مشکلات زیادی را پشت سر بگذاری. این در بسته وقتی باز می شود که حقوق دیگران را رعایت کنی. غم خوردن سودی ندارد. با گذشت زمان به مراد خود خواهی رسید.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 17
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت ، آتشي بود در اين خانه که کاشانه بسوخت تنم از واسطه دوري دلبر بگداخت ، جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع ، دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت آشنايي نه غريب است که دلسوز من است ، چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد ، خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست ، همچو لاله جگرم بي مي و خمخانه بسوخت ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم ، خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
ترک افسانه بگو حافظ و مي نوش دمي
،
که نخفتيم شب و شمع به افسانه بسوخت
تعبیر:
به هر کس وفا کردی جفا دیده ای. سینه ای مالامال از درد داری. تا کی می خواهی پریشان حال باشی. دست از غم بردار. توبه کن تا دلت صاف شود. انتظارات بیجا را کنار بگذار. رویا و خیال را فراموش کن و به واقعیات بپرداز و از آنچه تا کنون نصیبت شده لذت ببر و عقل را به پای دل هدر نده. | از انجام کاری نادم و پشیمان هستی و خود را سرزنش می کنی. با اعتماد به نفس و مشورت با دوستان بر مشکل خود فائق خواهی آمد. در انجام کارت تردید و دودلی را رها کن.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 58
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست ، که هر چه بر سر ما مي رود ارادت اوست نظير دوست نديدم اگر چه از مه و مهر ، نهادم آينه ها در مقابل رخ دوست صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد ، که چون شکنج ورق هاي غنچه تو بر توست نه من سبوکش اين دير رندسوزم و بس ، بسا سرا که در اين کارخانه سنگ و سبوست مگر تو شانه زدي زلف عنبرافشان را ، که باد غاليه سا گشت و خاک عنبربوست نثار روي تو هر برگ گل که در چمن است ، فداي قد تو هر سروبن که بر لب جوست زبان ناطقه در وصف شوق نالان است ، چه جاي کلک بريده زبان بيهده گوست رخ تو در دلم آمد مراد خواهم يافت ، چرا که حال نکو در قفاي فال نکوست
نه اين زمان دل حافظ در آتش هوس است
،
که داغدار ازل همچو لاله خودروست
تعبیر:
به مراد و آرزوی خود خواهی رسید زیرا همه ی هدف تو رسیدن به آمال و آرزوهایت است. غم و اندوه را از وجود خود دور کن که فایده ای برای تو ندارد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 175
صبا به تهنيت پير مي فروش آمد ، که موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد هوا مسيح نفس گشت و باد نافه گشاي ، درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد تنور لاله چنان برفروخت باد بهار ، که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد به گوش هوش نيوش از من و به عشرت کوش ، که اين سخن سحر از هاتفم به گوش آمد ز فکر تفرقه بازآي تا شوي مجموع ، به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد ، چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد چه جاي صحبت نامحرم است مجلس انس ، سر پياله بپوشان که خرقه پوش آمد
ز خانقاه به ميخانه مي رود حافظ
،
مگر ز مستي زهد ريا به هوش آمد
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا با کمک و مشورت دیگران به همه چیز برسی. نا محرمان و حسودان را شریک اسرار خود نگردان زیرا تو را دچار رنج و مصیبت خواهند کرد. روزگار روی خوش را به تو نشان خواهد داد.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 316
زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم ، ناز بنياد مکن تا نکني بنيادم مي مخور با همه کس تا نخورم خون جگر ، سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم زلف را حلقه مکن تا نکني دربندم ، طره را تاب مده تا ندهي بر بادم يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم ، غم اغيار مخور تا نکني ناشادم رخ برافروز که فارغ کني از برگ گلم ، قد برافراز که از سرو کني آزادم شمع هر جمع مشو ور نه بسوزي ما را ، ياد هر قوم مکن تا نروي از يادم شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه ، شور شيرين منما تا نکني فرهادم رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس ، تا به خاک در آصف نرسد فريادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روي
،
من از آن روز که دربند توام آزادم
تعبیر:
در هر کاری میانه روی پیشه کن و دقت عمل داشته باش. به فکر دوستان خود باش و آنان را از یاد نبر تا در روزگار تنگدستی و نیاز به کمک تو بشتابند. خود را از پند و اندرز بزرگان بی نیاز ندان و غرور و تکبر را کنار بگذار.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 118
آن کس که به دست جام دارد ، سلطاني جم مدام دارد آبي که خضر حيات از او يافت ، در ميکده جو که جام دارد سررشته جان به جام بگذار ، کاين رشته از او نظام دارد ما و مي و زاهدان و تقوا ، تا يار سر کدام دارد بيرون ز لب تو ساقيا نيست ، در دور کسي که کام دارد نرگس همه شيوه هاي مستي ، از چشم خوشت به وام دارد ذکر رخ و زلف تو دلم را ، ورديست که صبح و شام دارد بر سينه ريش دردمندان ، لعلت نمکي تمام دارد
در چاه ذقن چو حافظ اي جان
،
حسن تو دو صد غلام دارد
تعبیر:
منتظر پیامی از دوست و محبوب خود هستی. به زودی مرادت حاصل می شود. دوست به صداقت و سادگی تو نظر دارد. سعی کن تکبر و ریا را رها کنی تا به هدف خود برسی. رقیبان زیادی داری. نا امید نباش. آنکه ایمان داشته باشد پیروز است.
فال حافظ روزانه چهار شنبه 4 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 355
حاليا مصلحت وقت در آن مي بينم ، که کشم رخت به ميخانه و خوش بنشينم جام مي گيرم و از اهل ريا دور شوم ، يعني از اهل جهان پاکدلي بگزينم جز صراحي و کتابم نبود يار و نديم ، تا حريفان دغا را به جهان کم بينم سر به آزادگي از خلق برآرم چون سرو ، گر دهد دست که دامن ز جهان درچينم بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح ، شرمسار از رخ ساقي و مي رنگينم سينه تنگ من و بار غم او هيهات ، مرد اين بار گران نيست دل مسکينم من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر ، اين متاعم که همي بيني و کمتر زينم بنده آصف عهدم دلم از راه مبر ، که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کينم
بر دلم گرد ستم هاست خدايا مپسند
،
که مکدر شود آيينه مهرآيينم
تعبیر:
بهتر است که از اطرافیان حیله گر و دو رو کناره گیری کنی تا بیشتر از این گرفتار مصیبت و بلا نشوی. این کار را هر زمان انجام دهی سود و فایده برده ای. به خداوند تکیه کن تا قلبت آرامش پیدا کند. صبور باش. دوران رنج به زودی تمام خواهد شد.